ایلیاایلیا، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 5 روز سن داره

ایلیا عشق مامان و بابا

خبر بدین دارم میام...

1391/9/24 22:35
نویسنده : میترا
249 بازدید
اشتراک گذاری

شنبه ۱۱شهریور بعد از گرفتن جواب آزمایش به دکتر مراجعه کردیم که ایشون هم لطف کردن یه سرم و دوتا آمپول مهمونم کردن.

زنگ زدم به مامان و خبر اومدن شمارو بهش دادم .زبونش بند اومد نمیتونست چیزی بگه.خیلی ذوق زده شده بود.بعد زنگ زدم به خاله شیوا و گفتم خبر خوب دارم واست .فکرش به همه جا رفت.تا گفتم شما داری میای با صدای جیغش گوشی رو از گوشم دور کردم.❤شکلکهــای جالـــب آرویــــن❤

بعد زنگ زدم به خاله پریسا.هرچی گفتم سلام خاله جون،خوبی خاله جون؟...دیدم نخیر...متوجه نمیشه .آخرش گفتم خاله من از شیکم مامانم دارم باهات حرف میزنم ها!که دوباره به علت بالا بودن صدای جیغ و داد خاله جون گوشیرو از گوشم کشیدم کنار❤شکلکهــای جالـــب آرویــــن❤

مامان شهین هم که تو کلینیک پیشم بود زنگ زد به بابا و پدربزرگ شدنش رو تبریک گفت.بعد به عمو جون زنگ زد و خبر خوب رو بهش داد.اونم کلی ذوق کرده بود.آخه برای اولین بار داره عمو میشه.

خلاصه جیگیلی من همه از اومدنت خوشحالن.

 

 ❤شکلکهــای جالـــب آرویــــن❤

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

نگار
18 آذر 91 23:42
سلام میترا جون.خیلی وبلاگ قشنگی داری.ایشالله زود عکس های ایلیا رو بزاری