ایلیاایلیا، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 9 روز سن داره

ایلیا عشق مامان و بابا

خوش اومدی کوچولوی نازم

1391/11/4 11:55
نویسنده : میترا
292 بازدید
اشتراک گذاری

از تو  و برای تو می نویسیم ...از تو و اولین دیدار با تو

از زیباترین لحظه زندگی مان که هیچگاه فراموش نخواهیم کرد

از حس و حال عجیبی که برای نخستین بار تجربه اش میکردیم...

من و بابایی ۲آذر ماه سال ۸۷ برای اولین بار تو دانشگاه همدیگرو دیدیم و از همون روز قصه عشق ما شروع شد.

۲۷ مرداد ماه سال۸۸ عقد کردیم و بالاخره در ۲۴تیر ماه سال ۸۹زندگی مشترکمون رو با عشق و علاقه شروع کردیم.

دو سال از زندگیمون با شیرینی ها و تلخی هاش و با مشکلات ریز و درشتش گذشت. تا اینکه مهمونی ناخونده در خونمون رو به صدا در آورد.❤شکلکهــای جالـــب آرویــــن❤

۱۰شهریور بود.عصر جمعه شیرینی که با تمام روزهای تقویم عوضش نمی کنیم.

روز شیرینی که صدای پاهای کوچولوی تورو شنیدم.احساس شیرین مادر شدن همه ی وجودم رو گرفته بود.❤شکلکهــای جالـــب آرویــــن❤

بابا از خوشحالی چند بار پرسید که خواب میبینم یا بیدارم؟چندین بار بیبی چک رو کنترل کرد و همش می پرسید چیزی که من میبینم تو هم میبینی یانه و خوشحالی به اندازه تمام شادیهای دنیا سراسر وجودمون رو فراگرفته بود که گاهی با اشک و گاهی با خنده همراه بود.

شکر وسپاس خدایی رو که تو را مهمان خانه دلم کرد.

خدایی که به واسطه لطف بیکرانش مرا سرمست از شور و عشق مادری کرد.

{خداوندا فرشته زندگیمان را به تو میسپاریم ،در پناه خودت حفظش کن}

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

ستایش
16 آذر 91 14:04
عالی بودددددددددددددددددددددددد ان شالله خدا 1000سال ایلیارو واسه شما و شمارو واسه ایلیا نگه داره