ایلیاایلیا، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 5 روز سن داره

ایلیا عشق مامان و بابا

6 ماهگی مبارک عشقم

1392/8/17 14:05
نویسنده : میترا
1,271 بازدید
اشتراک گذاری

سلام  عسل مامان و بابا.

عزیزم ببخشید که فرصت نمیکردم به وبلاگت سر بزنم گلم.سرم یکم شلوغ بود.

گل خوشگلم 6 ماهگی رو هم با سلامتی و شادی سپری کردی.خدارو شکر مریض نشدی و هر روز که میگذره شیطون تر و دوست داشتنی تر میشی.

عزیزم این ماه 3 روز نتونستم ببوسمت.آخه سرما خورده بودم.نمیدونی اون سه روز چی کشیدم مامانی.نه به خاطر مریضی، به خاطر نبوسیدن تو عسلم.

ایلیا جان 30 مهر رفتیم مرکز بهداشت برای واکسن 6 ماهگی.خداروشکر خیلی خوب بود و زیاد گریه نکردی گلم.دیگه تا 1 سالگی خبری از واکسن نیست عزیز دلم.اونجا بهم گفتن وزنت زیاده و باید ببرمت پیش دکتر.ولی آقای دکتر بعد معاینه گفت ماشالله ماشالله سالم و سلامت هستی و فقط توپولی موپولی هستی عشقم.آقای دکتر هم خیلی دوست داره و هر وقت میریم باهات بازی میکنه.

 

پسر گل من الان دیگه غذا میخوره.منم هر روز با عشق و علاقه واسه جوجه کوچولوم غذا درست میکنم.ایلیا هم دست پخت مامانشو دوست داره و خیلی با اشتها میخوره.ولی با سرلاک میونه ی خوبی نداره.

 

خلاصه عزیزم سرم انقدر شلوغه که فرصت هیچ کاری رو ندارم.خیلی وقته نمیتونم برم نی نی سایت و با خاله جونیا حرف بزنم.دلم واسشون تنگ شده.

این ماه خاله شیوا جون مهمونی داشت و 3 روز رفتیم اونجا .خیلی خوش گذشت.آخر مهمونی صورتت پر رژ لب بود.آخه همه حسابی ماچت کرده بودن.

عزیزم عکس های این ماه رو با توضیحاتش میزارم تا خاله جونیا ببینن ایلیای من چقدر بزرگ شده.ایشالله عکس های آتلیه هم تا به دستم برسه میزارم تو وبلاگت که البته آتلیه رفتنت هم واسه خودش داستانی داشت....

عزیز دلم  ماشالله ماشالله ... وزنت 10/600 کیلو و قدت هم  72cmشده عشقم.

 

 

 عکس های 6 ماهگی ایلیا جان

 

 این عکس اوایل 6 ماهگی هستش گلم.الان تا میزارمت تو روروئک همه جا رو به هم میریزی.خیلی شیطون شدی. 

ایلیا جون

 

 

 مراحل خواندن کتاب

 

1) اول کتاب رو ورق میزنیم تا صفحه مورد علاقمون رو پیدا کنیم

ایلیا

2) بعد شروع میکنیم به خوندن کتاب

ایلیا 

3) بعد که دیگه خسته شدیم شروع میکنیم به خوردن کتاب که دیگه ریختشو نبینیم

ایلیا 

کوچولوی من کم دستاتو بخور و گرنه من دستای خوشگل و تپلیتو میخورم

 

 ایلیا

 

الهی من قربون دست ها و پاهای توپول و خوشگلت برم

 

 ایلیا

ایلیا جونم این عکس رو وقتی که مریض شده بودی و لاغر شدی گرفتم عزیزم

ایلیا

 

 

آقای باب اسفنجی و دوستان

 

ایلیا 

عزیزم وقتی رفتیم آتلیه همش گریه کردی.حتی نذاشتی لباساتو عوض کنم .این عکس ها بعد برگشتن از آتلیه هستش.

 

ایلیا

 

ایلیا

ایلیا

حالا عکس های مهمونی خاله جون.خاله شیوا و خاله پریسا خیلی زحمت کشیدن.البته منم کمک کردم.

مهمونی

مهمونی

 

مهمونی

 

  

آخی عزیــــــــــــــــــــزم.من داشتم حاضر میشدم واسه مهمونی بابابی هم تورو میخوابوند(خودشم خوابش برده)

  

بابا و ایلیا

عزیزم حالا میخوام کمی از تجربیاتم رو که تو این شش ماه کسب کردم واسه خاله هایی که هنوز مامان نشدن یا تازه مامان شدن بگم 

خوشحالم: از اینکه 10 روز اول ختنه کردیم و اصلا اذیت نشدی.به همه ی مامان ها توصیه میکنم.

خوشحالم: از اینکه به پستونک عادت ندادم

خوشحالم: از اینکه با همه ی طعم ها آشنات کردم(هر غذایی که میخوردم یکم به دهنت میزدم تا طعمشونو بدونی)

خوشحالم: از اینکه حسابی شیر و آش خوردم تا شیرم زیاد شد و شما توپولی شدی.

ناراحتم: از اینکه به خوابیدن تو بغل عادت دادم و اصلا جدا از من نمیخوابی.

ناراحتم:از اینکه موقع زدن واکسن دو ماهگی واست کمپرس گرم رو دیر گذاشتم و درد کشیدی.

  

 

خیلی دوست داریم ایلیا جان

قلبنظر یادتون نره. میسی قلب

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (5)

الناز
13 آبان 92 13:28
ای جانمممممم. ماشالله چه پسری. خوش بحالت مامان ایلیا. خیلی دوست داشتنیه.کتاب خوندنشو.

ممنونم الناز جان
غزل
14 آبان 92 11:00
سلام سلام عزیزه خاله ماشالله ماشالله حسابی بزرگ شدی گلم خیلی خیلی دوست دارم ایلیا جونی یکمم بزار مامانی بیاد پیش ما کلک کل وقتشو ماله خودت کردی نامرد
میترای عزیز دلم حسابی واست تنگ شده دوستم مراقب خودتو ایلیا باش به همه سلام برسون


سلام دوستم. فدات شم. دل منم واست یه ذره شده گلم. بوووس
بابای ایلیا
15 آبان 92 12:18
ای شیطون.چرا عکس منو گذاشتی اینجا؟ولی خودمونیم عکس بامزه ای شده ها.دوستون دارم میترا جان و ایلیای عزیزم
مامان سید مهدی کوچولو
15 آبان 92 13:01
سلام عزیز خاله 6ماهگیت مبارک البته با تاخیر وان شااله تولد 60 سالگیت و جشن بگیری.


مرسی عزیزم. ایشالله عروسی سیدمهدی جان. بوووووووووووووس
یاسمن
18 آبان 92 13:06
چه پسر نازی.خدا حفظش کنه براتون.خیلی خوشمل و شیلینه.قربون کتاب خوندش.ماشالله تپلی هم هست هااااااااا چه بابای مهلبونی هم داره با اجازتون عکس دست و پای خوشگل و تپلیشو save کردم. واسه ایلیا جان